مراسم عزاداری ماه محرم در روستای گرو

مراسم عزاداری ماه محرم که هر ساله در نقاط مختلف ایران برگزار می گردد برغم داشتن وجوه اشتراک فراوان دارای پاره ای وجوه تمایز می باشند که ممکن است متاثر از فرهنگ بومی ومحلی هر منطقه  باشد. در روستای گرو هم این مراسم با شیوه خاص خود برگزار می گردید که شاید در اثر گذشت زمان تغییر و تحولاتی یافته باشد.

از گذشته های دور هر ساله با آغاز ماه محرم بزرگان و ریش سفیدان روستا در محل حسینیه قدیمی گرد هم می آمدند تا طی مراسمی «علم حسینی» را برافرازند. در این مراسم « علم » را که از دو قطعه چوبی و فلزی ساخته شده بود بیرون می آوردند و با تزئین و به اصطلاح محلی سر بستن که پوششهای رنگارنگ بود آراسته و با نصب دو عدد سیب که نماد زندگی و حیات بود به دو دست فلزی آن  در محل ورودی حسینیه به تیرک چوبی دالان حسینیه می بستند. این مراسم نمادین در واقع به استقبال رفتن و گرامیداشت فرا رسیدن ایام محرم بود وبرای ما کودکان دیروز این علم  سمبل امام حسین(ع) و شهادت وی بود.

این مراسم عزاداری و سینه زنی در طول دهه اول محرم هر شب برگزار می گردید.برنامه مراسم معمولا" با نوحه خوانی چند تن از جوانان ، سپس ایراد سخنرانی توسط  روحانی دعوت شده و در آخر با خاموشی لامپها  روضه خوانی یا ذکر مصیبت برای شهدای کربلا بود. شرکت در مراسم برای نوجوانان سیاه پوش شور و حرارت خاصی را ایجاب می کرد و حضور بچه ها همیشه پررنگ بود . حضور بانوان در آن زمان مختص بانوان سالخورده می شد و جوانان کمتر به حسینیه می آمدند. حضور بچه ها که با شیطنت و شلوغی همراه بود گاهی دردسر آفرین می شد از این رو یکی از بزرگان  که معمولا" یکی از اعضاء شورا بود مسئولیت نظارت و آرام کردن بچه ها  را برعهده می گرفت. بعد از نوحه خوانی و خطبه سخنرانی  سفره شام گسترده می شد. شام شب عمدتا" شله  و یا به قول محلی «شوله» و گاهی هم آبگوشت بود.اقلام نذری اعم از خوراکی ،هیزم وسوخت و سایر وسایل لازمه هر شب توسط اهالی به حسینیه تحویل و معمولا" فراوان بود. یکی از معضلات همیشگی بچه ها گم و گور شدن کفش ها  در اثر ازدحام جمعیت در آخر وقت هنگام خروج از حسینیه بود از این رو همه سعی می کرند زودتر غذا بخورند تا بتوانند زودتر خارج شوند.

در روز نهم ( تاسوعا ) عزاداری از صبح تا ظهر برگزار می شد که این روز در واقع مختص مراسم علم گردانی بود.بدین صورت که یک نفر« علم » را برمی داشت  و بقیه عزاداران بدنبال وی راه می افتادند و با نوحه خوانی وسینه زنی کوچه به کوچه، تمام محلات روستا را دور میزدند. البته از اول صبح این روز مردم به تکاپو وجنب وجوش می افتادند و با رفت وروب و جارو کردن کوچه و محل خود مقدم« علم » و عزاداران حسینی را گرامی می داشتند ، برخی حین این مراسم نذورات خود را تقدیم و به علم بوسی مبادرت می کردند. برخی دیگر گوسفندان نذری خود را جلوی« علم» قربانی می کردند و سپس گوشت آن را به حسینیه تحویل می دادند.


این مراسم را می توان نمادی از خداحافظی مردم با امام حسین و یارانش در روز تاسوعا  و در آستانه شهادت ایشان در روز عاشورا ، تداوم راه شهیدان کربلا مبنی بر زمین نماندن علم مبارزه و جهاد و پیوند خوردن محرم با  جنب وجوش مردمی برای حفظ بهداشت و پاکیزه گی محل را مشاهده کرد. در روز دهم (عاشورا) مراسم علم گردانی دوباره اجرا می شد اما این بار به قبرستان روستا می رفتند و ضمن نوحه خوانی و عزاداری برای شهدای کربلا در این روز با درگذشتگان خود نیز تجدید خاطره می کردند سپس هنگام ظهر  ضمن سیاه پوش کردن «علم حسینی»برای ادامه عزاداری و صرف ناهار به حسینیه می رفتند و مراسم شام غریبان هم در همین شب آخر توسط بزرگان برگزار می شد.این بود خلاصه از برگزاری ماه محرم در روستای گرو که بنده در حد دانش و توان خود به شرح آن پرداختم ویقینا" بدون نقص واشتباه نیست امیدوارم دوستان خواننده در تکمیل این مبحث ما را یاری کنند.