عقايد وباورهاي عامه مردم در مورد انجام ، ترك  ويا چگونگي به انجام رساندن برخي از امورات روزمره زندگي ريشه در تاريخ ،مذهب ، طبيعت يا محيط جغرافياي ساكنان ان منطقه دارد كه در طي ساليان متمادي از نسلي به نسل ديگر انتقال يافته است.هر چند برخي با پيش داوري اين عقايد وباورها را يكسره خرافي خوانده اند.اما با كمي دقيق شدن  در برخي از اين باورها مي توان دلايل عقلاني از جمله رعايت  مسائل بهداشت جسمي و رواني را ريشه يابي كرد. اما برخي ديگر حاصل تجربيات و رخدادها يي است كه در جريان زندگي براي عده اي پيش آمده واين مصادف شدن روي دادن يك واقعه با يك  واقعه اي ديگر كه همزمان رخ داده است باعث شده كه اين دوموضوع را با هم مرتبط ساخته ويكي را علت ديگري فرض كنند.

 اينك برخي از باورهاي مردمان روستاي گرو را در رابطه با  نگرش آنها به مسائل مختلف زندگي  ذكر خواهيم كرد كه البته با برخي تفاوتها در ساير نقاط ايران نيز چنين عقايدي رواج دارد.

 

 خاريدن كف دست نشان  رسيدن پولي غير منتظره از جايي مي باشد.

زياد نگاه كردن به آينه در شب هنگام باعث غريبي وغربت در آينده خواهد بود.

 ايستادن لقمه نان به حالت نشسته بر روي سفره  علامت آمدن مهمان مي باشد.

 اگر بشقاب  يا استكان چايي در يك رديف قرار بگيرند مهمان خواهد امد.

پرپر كردن پلك چشم علامت چشم براهي يك مهمان است.

 ناخن كوتاه  كردن به هنگام شب  شگون ندارد.

دفن ناخن در زير خاك موجب روييدن "چغر تيكان" (نوعي درخت بي ثمر داراي خار) خواهد شد.

 غار غار كردن كلاغ برروي بلندي  خبر از بارش برف مي دهد.

 جارو كردن خانه در روز چهارشنبه به سمت كودكي كه در مرحله چهار دست پايي كردن است باعث مي شود كه زودتر راه بيفتد.

 جاروكردن خانه اي كه مسافري در راه دارد قبل از رسيدن او به مقصد شگون ندارد.

 ريختن كاسه آب پشت سر مسافر موجب سلامتي و زود باز گشتن او خواهد شد.

 بارش باران در حين تابش آفتاب هنگامه  زادو ولد  شگارها (آهوها ) خواهد بود.