درخت و زندگی

سبزه وگیاه جایی میروید که آب وبارانی در کار باشد منظره عمومی گرو در فصول باران زا چون بهار واقعا"دل انگیز و دیدنی است .اما بعد از آن جز رویش درختانی اندک در منازل (حولیها) چیز دیگری برای آرایش وجلوه نمایی روستا قابل مشاهده نیست. درخت باتوجه به بهره ای که انسان از آن می گیرد و لطافت ویژه ای که به محيط زیست می بخشد در زندگی آدمی ارزش پیدا میکند . یکی از کهن ترین درختان کنونی در ایران سرو ابرقو میباشد که عمر آن را بیش از ۴۰۰۰سال تخمین زده اند و مهمترین درختی که در ايران از احترام خاصی برخوردار بود سرو کاشمر بوده که گویا توسط زرتشت پیام آور خرد ودانايي در ايران باستان کاشته شده بود ودر دوره خلفاء عباسی از بین رفته است .

در انتها رشته کوههایی که از دروازه کلات آغاز و به قلعه فرود گرو ختم  می شود ودر محل بنام قرق ها(قرقا) شناخته می شود تک درختی روییده بود که بدبختانه اکنون اثری از آن نیست درخت مزبور "ارچه " نامیده می شد .در فصل گرما سایه آن محل اجتماع واستراحتگاهی برای چوپانان  ورهگذران  بوده است .در راه دیگری که  از محل قبرستان روستا منشعب شده  و به روستای خشت منتهی می شود واصولا" به "راه خشت" شهره می باشد دربين راه نزدیکی محلی معروف به "سر قزاق لی" تک درخت دیگری بنام "درخت دولنگ" روییده است.  درختان مذکور گرچه میوه ای نداشتند ولی درنزد مردم بعنوان سمبل حیات وزندگی قابل احترام بودند.سایه این درخت هم محلی امن برای استراحت رهگذران و کشاورزان زمینهای اطراف بوده است .

 از همه مهمتر در منطقه ییلاقی دامداران گرو یعنی" دهچه" درخت دیگری بوده است که نسبتا" بزرگ ودارای تنه وشاخه های انبوهی بود و"طاغن اولیاء" خوانده میشد .این درخت چنانکه از نام آن پیداست جنبه تقدس واحترام در نزد اهالی کسب کرده بود ومردم ساده دل روستایی به آن دخیل بسته وحاجت می خواستند داستانهای زیادی درمورد این درخت بین مردم رواج داشت. چند سال پیش این درخت هم دانسته يا ندانسته توسط عوامل طبیعی یا انسانی بطور نامعلومی  قطع گردید .درخت جانداری راکه یکی از مظاهر طبیعی قابل احترام در فرهنگ ایرانی بوده است را  نمیباید به باد هلاکت سپرد مگر با خشم طبیعت؟

*نگارنده در مورد نوع درختان یاد شده اطلاعات چندانی نداشته به همین خاطر  نامهای محلی انها را بکار بردم.

آب و زندگی

واژه آب این ماده زندگی بخش همیشه آبادانی را درذهن خواننده بیاد می آورد به گونه ای که فراوانی یا کمیابی آن در هر اجتماع انسانی فرهنگ ویژه ای را پدید می آورد.مردمان روستای گرو  از لحاظ کمبود آب و ستیزوسازش با طبیعت بسان مردم کویر مرکز وشرق ایران تجربه مشترکی راپشت سر گذاشته اند وتمام کوشش خود را برای دستیابی به آب بکار بسته اند . مردمان کویر با ابداع وحفر رشته چاههایی بهم پیوسته یعنی قنات آب را از دل زمین بیرون کشیده اند.امادر جایی که امکان حفر چاه وجود ندارد چه باید کرد؟ 

آثار بجا مانده از بقایای  یک آب انبار که در محل بنام "حوض خرابه" مشهور است از جمله شواهد زنده کوششهای  نیاکان گذشته ما برای ذخیره سازی آب می باشد.هرچند تاریخ ایجاد این بنا مشخص نیست .یکی دیگر از راههای تامین آب این روستا  لوله ای سیمانی می باشد که در دامنه کوهی کار گذاشته شده است ودر محل به "آب کوچه" معروف میباشد . آب گوارایی که ازدل این کوه سرازیر می گردد شهره عام وخاص می باشد به گونه ای که اهالی برای توصیف پاکی وخالص بودن آب  معمولا" آب کوچه را مثال می آورند . راه صعب العبور ودشوار ودارای پرتگاههای خطرناک آن بر ارزش واهمیت تهیه این آب می افزاید . شاید برای یک نوجوان امروزی اهل این روستا که بدون کوچکترین زحمتی از شیر آب لوله کشی خانه سیراب می گردد این موضوع قابل درک نباشد.چه بسا افرادی که در طول سالیان کهن جسم خاکی خود را فرسوده و جان خود را در این راه گذاشته اند. نیای پدری نگارنده از جمله جان باختگان در این راه ودرهمین محل می باشد .

بدین سان است که آب در فرهنگ ایرانی از چنان اهمیتی برخوردار میشود که نمی باید آب جاری را با ناپاکیها آلوده ساخت و" آناهیتا  "به عنوان الهه آب وباروري مطرح مي شود.ازدیگر آثاری که نمودار کوشش واقدامات گذشتگان در تامین آب روستا در دهه های اخیر(50-60) ساخت حوضی از آجر وسیمان بوده است که آب آن بوسیله تانکر وتراکتورها از شهر کلات به انجا حمل شده وتوسط متصدی مربوطه به فروش می رسید.اما افسوس که بنای مذکور چند سال پیش در اثر سهل انگاری مسئولین روستا ومیراث فرهنگی شهرستان کلات تخریب شده است.