اشاراتی به واژه گرو در شاهنامه فردوسی
واژه گرو كه امروزه به روستايي در ضلع غربي قلعه كلات اطلاق ميگردد درشاهنامه فردوسي به اشكال (گروگرد،گروي،گيرو)|بكار رفته است. گيرو اسم پهلواني بوده كه در بزم بهرام گور از آن ياد شده است بنابر قولي ديگر گرو شكل تغيير يافته كلمه (ويرو)كه از نجبا دوران اشكاني وبرادر ويس معروف در منظومه "ويس ورامين" ميباشد.
فردوسي در جريان لشكركشي طوس به توران وعبور از منطقه كلات از محلي بنام گروگرد (گرو+گرد) ياد ميكند.پسوندگرد درلغت بمعناي قلعه ميباشد كه به مرور زمان حذف شده است.هر چند تعيين محل دقيق گروگرد مشخص نيست اما به احتمال قريب به يقين ميبايستي حدفاصل روستاي چرم وقلعه فرود يا نقطه اي كه در محل بنام"حوليها"خوانده ميشود، قرار گرفته باشد چراكه طوس ضمن تسخير چرم درحين حركت براي نبرد با فرود در بين راه به تژاو قلعه بان گروگرد كه از ياران فرود بوده است بر میخورد.
سپهبد چو لشكر براو گرد شد از آتش به راه گروگرد شد
گروگرد بودي نشستگاه تژاو سواري كه بوديش با شير تاو
درروايت" فرود سياوش "حكيم طوسي شرح مفصل نبردها را باستايش از شجاعت فرود و يارانش
وسرزنش طوس پهلوان نامدار و همشهري خودكه عامل اصلي خونريزي بود ، ذكر كرده است.
در جاي ديگري كه از گروگرد ياد شده هنگام جمع آوري سازوبرگ جنگي و لشكرآرايي طرفين ميباشد .
پرستار و زماديان گله بدشت گروگرد كرده يله
اما چيزي که با واقعیت سازگارتر بنظر می آید برگرفته شدن نام گرو امروزي ازهمان گروگردي است كه طبق شاهنامه در همان حوالي واقع شده است.و گويا ساكنان اوليه گرو با خرابي وغير مسكون شدن گروگرد باين نقطه كوچ كرده وبراي جلوگيري از فراموشي ديار آباواجدادي خود نام آن را بر اينمحل جديد نهاده اند.
دقت و تامل در زبان و لهجه مردمان اين روستا شاهدي ديگر بر اين مدعاست،با وجود كثرت لغات و اصطلاحات تركي ،عربي و كردي دراین زبان اما قالب و شكل كلي زبان يعني بكارگيري نوع فعل،ضماير فاعلي و مفعول در جمله بندي كاملا فارسي ميباشد.و اين موضوع در نقطه اي كه زبان فارسي در اقليت قرار گرفته نمي تواند اتفاقي باشد.